سرعت زیاد و خلسه ناآگاهی
اولین پستی که من در وبلاگ آهستگی نوشتم مطلبی بود از میلان کوندرا، کوندرا در نوشته اش تصویری ارائه کرده بود از موتورسواری که با سرعت میراند بدون اینکه به آنچه ممکن است رخ دهد بیندیشد. کوندرا مینویسد: او (موتور سوار) تنها می تواند روی شتاب کنونی اش تمرکز کند او در برهه ای از زمان قرار گرفته که از گذشته و آینده جداست . خود را خارج از توالی زمان می یابد. در حالتی از خلسه است و در این حالت نسبت به سن خود، همسر و فرزندان و نگرانی هایش ناآگاه است.
دیروز یکی از همین موتور سواران نازنین را زیارت کردم. خسته و کوفته با مینی بوسی به خانه برمیگشتم. ماشین لحظاتی در بزرگراه همت توقف کرد تا مسافری پیاده کند که حادثه رخ داد. حادثه ایی در کسری کوچک از زمان. موتور سواری که دو راکب داشت با سرعت از سمت راست مینی بوس آمد و درحالیکه سعی داشت از فضای کوچک مینی بوس و کناره اتوبان بگذرد با در نیمه باز برخورد کرد و چند متر آنسوتر به زمین خورد. خوب به هرحال برخورد شدید بود و شاهد صحنه ناخوشایندی بودیم ولی ظاهرا آسیب مرگ آوری به راکبین وارد نشده بود. این هم تجربه ایی بود. تجربه دیدن کسانی که با سرعت می تازند بدون اینکه ببینند در اطرافشان چه می گذرد. در نهایت به لحظه ایی می رسند که ناچار از واژگونی اند.
